Home » صفحۀ نخست » تفسیر نسفی » شرح کتاب

شرح کتاب تفسیر نسفی

تفسیر نسفی اثرِ نجم الدین امام ابوحفص عمر بن محمد نسفی حنفی (461 – 537 هـ)، مشهور به مفتی الثقلین، میباشد. این کتاب در حقیقت ترجمۀ تفسیریِ قرآن مجید است به زبان فارسی. ویژگی این تفسیر یا ترجمه اینست که به نثر مسجع و موزون نبشته شده است و ازینرو در میان تمامی ترجمه های فارسی قرآن مجید از جایگاه خاصی برخوردار است.

امام نسفی برعلاوه اینکه یکی از علمای بزرگ اسلام درعلوم تفسیر، حدیث، فقه و کلام بود، در فن شعر و ادب نیز دستی بلندی داشته است. تفسیر نسفی را به فارسی نهایت شیرین و روان و با نثر مسجعِ شیوا و نغز نوشت که تأثیر کلام ربانی را بر قلب و دل خواننده بجا میگذارد. اسجاع و موزونی جملات، توأم با زبان شیرین و کهن فارسی، بر خوانندگان که عربی نمیدانند بزرگی کلام، عمق معانی، و زیبایی بیان قرآن عظیم الشأن را نمایان میسازد، و اثر و تأثیر کلام ربانی و گفتار الهی را بر قلب و دل ایشان بجا میگذارد.

تفسیر نسفی از لحاظ قدامت نیز اهمیت بسزایی دارد. تفسیر نسفی را میتوان بعد از ترجمۀ تفسیر طبری (که میان سالهای 350 و 365 هـ به فارسی ترجمه و تألیف شده) و « تاج التراجم فی تفسیر القرآن للأعاجم » اثر امام ابوالمظفر شاهفور اسفراینی (متوفای سال 471 هـ)، سومین ترجمه یا تفسیر قرآن مجید به زبان پارسی- دری دانست. تفسیر نسفی حتی بر تفسیر کشف الأسرار و عدة الأبرار شیخ میبُدی (که در سال 520 هـ تألیف شده) و تفسیر بصائر یمینی اثر حجة الحق معین الدین ابوعلاء نیشاپوری (متوفای سال 599 هـ) قدامت دارد. بنابراین، تفسیر نسفی از جملۀ اولین ترجمه های قرآن مجید به زبان فارسی بوده، و شاید اولین یا حتی یگانه ترجمۀ قرآن مجید باشد که به نثر مسجع نوشته شده است – همانگونه که قرآن مجید به زبان عربی مسجع نازل گردیده است.

تفسیر نسفی با داشتن انبوهی از لغات کهن فارسی از اهمیت بسزایی در ادبیات فارسی برخوردار است. امام نسفی این تفسیر را به همان لهجه ای نوشته است که در آن زمان در سمرقند و سائر شهرهای ماوراءالنهر و خراسان رایج بوده، و حاوی انبوهی از واژه های اصیل فارسیست که میتواند مرجعی مفیدی برای زبان شناسان و ادبیات پروران فارسی قرار گیرد. دکتر عزیزالله جوینی مقدمه مفصلی بر تفسیر نسفی نوشته است که سبک، شیوه نگارش، صنایع ادبی بکار رفته (همچون ملمع، تجنیس، ترصیع، لف و نشر، مردف، و وزن عروضی) و واژه های کهن این اثر را به تفصیل بررسی و شرح نموده است.

ادیب فاضل شادروان حسین خدیوجم که بر آثار معروف حجة الاسلام امام محمد غزالی و به ویژه بر ترجمه فارسی احیاء علوم الدین و کیمیای سعادت پژوهش نموده است، ترجمۀ فارسیِ « جواهر القرآن » امام غزالی را که مترجم آن معلوم نیست نیز تصحیح و به نشر رسانده است. وی در مقدمۀ ترجمۀ فارسی جواهرالقرآن می نویسد که بنابر شباهت ترجمه های فارسی آیات در جواهرالقرآن و تفسیر نسفی ممکن ترجمۀ جواهرالقرآن از آنِ امام ابوحفص نسفی باشد. دکتر عزیزالله جوینی به تفصیل به این موضوع پرداخته است و به این نتیجه میرسد که جواهرالقرآن توسط شخصی به غیر از امام نسفی ترجمه شده و ترجمه آیات را از تفسیر نسفی برگرفته است. ازین معلوم میشود که تفسیر نسفی در آن روزگار در خراسان و شاید سایر مناطق فارس شهرتی زیادی داشته است.

نسخه های کامل این اثر در کتابخانه مجلس سنا در کابل، کتابخانه آستان قدس رضوی در ایران، و در موزیم ترکیه موجود میباشد. این کتاب برای اولین بار در سال 1353 در تهران به کوشش و تصحیح دکتر عزیزالله جوینی به نشر رسید. این کتاب برای بار چهارم در سال 1390 به چاپ رسیده است.

شیوه تصحیح متن حاضر:

متن حاضر بر اساس چاپ چهارم (1390) تفسیر نسفی که توسط دکتر عزیزالله جوینی با استفاده از سه نسخ کامل این اثر به نشر رسیده تهیه شده است. در این متن تصحیح بیشتری بخرج داده شده است تا خوانندگانی که با فارسی کهن و واژه های معمول قرنهای پنجم و ششم و بخصوص سبک و لهجۀ رایج خراسان و ماوراءالنهر آشنایی کامل ندارند نیز استفاده کرده بتوانند. اما حد اقلِ آشنایی با فارسی قدیم لازمیست تا بتوان متن این اثر را فهم و درک نمود. تصحیحات بیشتری که در متن فعلی وارد شده است در زیر مختصراً بیان میگردند:

الف. شیوه نوشتاری و املایی تفسیر نسفی بر اساس سبک گفتار و لهجۀ همان مناطقی میباشد که امام نسفی درآن زیست داشته است، یعنی در حوزۀ اطراف نخشب، سمرقند، بخارا و بلخ. دراین اثر، گردان فعل برای جمعِ مخاطب با استفاده از حرف “ت” صورت گرفته است، مانند بکنیت، برویت و بخوریت. در متن حاضر، بمنظور سهل سازی املایی و فهم آسانتر نگارش گردان افعال برای جمع مخاطب با شیوه معمول امروزی یعنی با حرف “د” صورت گرفته است و « بکنیت و برویت و بخوریت » چون « بکنید و بروید و بخورید » نوشته شده اند.

ب. چنانکه در آغاز بیان گردید، تفسیر نفسی در حقیقت ترجمۀ تفسیریست؛ بدین معنی که آیات طوری ترجمه گردیده اند که در جاهائیکه وضاحت بیشتر برای فهم معانی آیات نیاز بوده است تفصیل و تفسیر بیشتر گنجانیده شده است. سبک تفسیر نسفی را میتوان با تفسیرجلالین در عربی مقایسه کرد. در متن حاضر، عبارات و جملاتی را که امام نسفی بحیث تفسیر و وضاحت بیشتر در ترجمه آورده است در بین دو قوس ( ) گنجانیده ایم، تا خوانندگان بتوانند موضوعات تفسیری را از اصل ترجمۀ آیات تفکیک کنند.

ج. در این اثر، واژه های اصیل و کهن فارسی به وفرت مورد استعمال قرار گرفته اند، که شاید به بسیاری خوانندگان ناآشنا باشند. دکتر جوینی شرح بعضی ازین واژه ها را در مقدمه و در اخیر کتاب بیان نموده است، اما اینها فهرست کامل این واژه ها را دربر ندارند. بهتر می بود که معنی بعضی واژه ها و عبارات را در پاورقی ها در جریان متن تذکر می دادند. در متن حاضر، معنی عبارات و واژه های دشوار در پاورقی ها گنجانیده شده اند، و کاریست افزون بر تصحیح که دکتر جوینی نموده است. در چاپ های کتابی، معمول همینست که شرح واژه ها برای بار اول که در هر صفحه ظاهر میگردند گنجانیده شوند، و از تکرار آوردن این شرح ها در مابقی صفحات خودداری صورت گیرد. اما چونکه متن حاضر در صفحه انترنتی به نشر میرسد و خوانندگان این سهولت را میداشته باشند تا برای عبارات یا آیات مشخص قرآن مجید جستجو نمایند، ویا سوره ها را از هر قسمتی از قرآن که میخواهند بخوانند، شرح واژه های دشوار به تکرار در هر سوره و در هر آیت آورده شده است تا مشکلی برای خوانندگان که از آغاز این تفسیر را مطالعه نمیکنند ایجاد نگردد.

د. در بعضی جاها و نقاطیکه ترجمۀ آیات – در نظر نویسنده این سطور – واضح ویا کامل نبوده است، ترجمۀ همان آیات یا قسمتی از آن آیات را از دیگر تفاسیر کهن فارسی در پاورقی نقل کرده ایم، تا خوانندگان بتوانند همان آیات را در مقایسه با ترجمۀ دیگر تفاسیر کهن فارسی بخوانند. عمدتاً از ترجمۀ فارسی تفسیر طبری، تاج التراجم فی تفسیر القرآن للأعاجم (اثر ابوالمظفر شاهفور اسفراینی)، و کشف الأسرار و عدة الأبرار (اثر شیخ میبدی) – که به ترتیب از تفاسیر مشهور قرنهای چهارم، پنجم و ششم هجری میباشند – استفاده صورت گرفته است.

ج. در صورتی که تصحیح قیاسی صورت گرفته باشد، در پاورقی ذکر گردیده است. بعضی حروف یا لغاتیکه افزوده شده باشند در بین قوسهای چون [ ] نوشته شده اند. متباقی متن همانند متنیست که دکتر جوینی با ذکر نسخه ها تصحیح نموده است.

محمد عمر جویا