Home » صفحۀ نخست » قرآن مجید » شرح ترجمه کشککی و سلجوقی

شرح ترجمه صباح الدین کشککی و محمد صدیق راشد سلجوقی

این ترجمه برگرفته از اثر « قرآن مجید: ترجمه و تفسیر » می باشد که در سال 1366 از جانب شورای ثقافتی جهاد افغانستان در شش جلد به نشر رسید. این اثر در واقع ترجمۀ تفسیر عبدالله یوسف علی – مترجم مشهور هندی – است که به زبان اگلیسی به نشر رسیده بود. ترجمه کشککی و سلجوقی به زبان بسیار سلیس و روان فارسی دری نوشته شده است، که کمتر نظیر آنرا در میان ترجمه های معاصر قرآن مجید سراغ داریم. در زیر پیشگفتار صباح الدین کشککی (مترجم) و محمد صدیق راشد سلجوقی (مدقق) را نقل می کنیم، که سرگذشت و روزگاران دشواری را که برای تکمیل این اثر پشت سر گذشتانده اند بیان میکنند.

پیشگفتار مترجم

من ترجمه و تفسیر قرآن مجید را که عبدالله یوسف علی آنرا به رشتۀ تحریر درآورده است از سال 1336 به این طرف تحت مطالعه خویش قرار داده ام. انگیزه اصلی که مرا در اتخاذ تصمیم ترجمۀ این اثر – علاوه بر مطالعه و تعمق در آیات قرآن – واداشت حوادث دلچسپی بود که طی آن نصرانیان میکوشیدند محصلینی را که در امریکا مصروف تحصیل بودند به دین مسیحی تحریف شدۀ خود معتقد سازند. و من، به مطالعه و تدارک اسناد می پرداختم تا از دین خود دفاع کنم، و به همین سلسله بود که با اثر عبدالله یوسفعلی آشنا شدم.

در سال 1352 یک فهرست اعلام و مطالب قرآن مجید را زیر کار گرفتم، تا آنرا بشکل یک اثر جداگانه به نشر رسانم. در این فهرست، باز هم از ترجمه و تفسیر عبدالله یوسف علی استفاده زیاد کردم. سپس به ترجمۀ پیشگفتارها و خلاصه هایی پرداختم که یوسف علی در آغاز هر سوره یا شروع یک مبحث جدید در همان سوره نوشته است. و بدین ترتیب، بالتدریج و قدم به قدم خداوند با من کمک میکرد تا فهمی را که من از کتاب او بدست می آوردم به دیگران نیز از طریق یک اثر انتقال بدهم.

در ثور سال 1357، کمونستها مرا زندانی ساختند. در زندان، برادر عبدالغفور پروانی، استاد علوم طبیعی در لیسۀ حربی مهتاب قلعه یک نسخه ترجمه و تفسیر عبدالله یوسف علی را برای خود از منزلش خواسته بود. من از طرف شب این اثر را میخواندم. خداوند برایم لطف کرد و جرئت داد تا در عالم بی اسبابی و خطرناک محبس به ترجمه و تفاسیر قرآن مجید از روی متن انگلیسی یوسفعلی بپردازم. در محبس، ترجمه و تفسیر چاپ کابل، ترجمۀ شاه ولی الله دهلوی، و نسخه های خلاصه شده ای از تفسیر کشف الاسرار خواجه عبدالله انصاری نیز به دسترس ما زندانیان قرار داشت. در اول، ترجمه های خود را به کاغذهایی که توسط محافظین مخفیانه از شهر خریداری میشد می نوشتم. ولی بالتدریج حجم این کاغذها زیاد میشد، که حفظ آنها به ترتیبی که مسئولین محبس پی نبرند کار دشوار و حتی غیرممکن شد. بالاخره قلمِ پنسل را خیلی کوچک ساختم، تا در صورت تلاشی آنرا در سوراخی از دیوارهای اتاق – که هنوز روی خشت های آن پلستر نشده بود – مخفی دارم. ترجمه را در حواشی نسخۀ قرآن مجیدی که در آن ترجمه شاه ولی الله دهلوی درج گردیده بود می نوشتم. و بعد از اینکه حواشی سفید آن نسخه تمام شد، یک هم اتاقم نسخه قرآن مجید خودش را به من داد تا در حواشی سفید آن تراجم خود را با خط بسیار باریک بنویسم. شبانگاه بر آن کار میکردم.

حالا که خاطرات آن دوره و بیدارخوابی های خود را بیاد می آورم و جرئتی را که به خرج میدادم، تا با وجود مراقبت شدید مقامات محبس به این نوع کار دوام بدهم، خوب احساس میکنم که لطف خداوند با من همراه بوده است. لطفی که از دربار او استدعا میکنم در حق من دوام بدهد، تا این کار بزرگ و مقدس را به پایان رسانم.

در محبس، من ترجمۀ تفاسیر 24 پارۀ قرآن پاک را به اتمام رسانیده، کار باقیماندۀ تفسیر، ترجمۀ تحت اللفظی و پاک نویس همه ترجمه و تفسیر را تا سال 1362 به پایان رسانیدم. لطف خداوند با من همراه بود که قسمت های کار شده این اثر را در سال 1359 از کبیر مقامات حکومت کفر و الحاد کابل از کشور خارج سازم. با من یک تن از کارکنان شرکت هوایی آریانا کمک کرد تا کاغذهای خود را از کابل بیرون سازم.

در سال 1360، با برادر محمد صدیق راشد سلجوقی – رئیس سابق فخرالمدارس هرات و مدیر شعبه تألیف و ترجمۀ ریاست علوم دینی وزارت معارف، و شخص شناخته شده ای در حلقه های معارف و علمای کشور – افتخار دوستی حاصل کردم. و او قبول کرد تا اوراق مرا تدقیق کند. مدتی در حدود دونیم پاره را با هم مشترکاً تدقیق کردیم. سپس، در حالیکه تمام اوراق را برای او گذاشتم، خودم برای تحقیق دربارۀ اثر خود به نام « دهۀ قانون اساسی » عازم امریکا شدم. برادر راشد سلجوقی تقریباً بیست پاره را تدقیق کرده بود که من به اسلام آباد بازگشتم. ولی فیصله کردیم اوراق را یک بار دیگر طی جلسات مشترکِ ما دو، از سر مورد تجدید نظر و تدقیق قرار بدهیم. سپس این متون را جناب مولوی محمود درسوال و جناب مولوی نظام الدین نافع تدقیق نمودند.

ما بر هر کلمه، هر عبارت و هر مطلب ترجمه خود، تا حدی که توان بشر اجازه داده است، غور کرده ایم. و به اکثر منابع و مآخد معتبر و قبول شده مراجعه کرده ایم. ترجمه و تفسیر عبدالله یوسف علی را اساس قرار داده، ولی هر کلام و هر عبارت و هر مطلب او را از قالب تدقیق و مقایسه با متونی که نزد ما قابل قبول بوده است کشیده ایم. در هرجایی که به فکر ما مترجم از جمهور علما عدول کرده به تصحیح و توضیح لازم پرداخته ایم. بنابرآن میتوان گفت که این ترجمه در حقیقت یک ترجمه محض نی، بلکه توأم با تدقیق بیشتر در آن میباشد.

در ترجمه آیات قرآن مجید، ما اساس کار خود را به حفظِ امانت متن عربی قرار داده، در چوکات آن سلامت کلام را به زبان دری نیز رعایت کرده ایم. و برای اینکه جملات ترجمه از نگاه متبدا و خبر و وفق دادنِ آن با روح مطلب عربی عیاد گردد، توضیحاتی را در میان قوسین اضافه کرده ایم. عبدالله یوسف علی میگوید: تفسیر آیات قرآن مجید را به سبک « تفسیر روان » کرده است. بدین معنی که صرف کوشیده معنی آیات و کلمات را طوری توضیح کند که در فهمیدن معنی آن کمک نماید. او قصداً از توضیحات مزید خودداری کرده است.

من از خوردی که پدر مرحومم مولانا برهان الدین کشککی در رأس هیأتی از علما به ترجمه و تفسیر قرآن مجید به زبان پشتو اشتغال داشتند، و هر وقت شب که از خواب بیدار میشدم، می دیدم که او همچنان بر میز کار خود نشسته و کتب زیادی او را احاطه کرده به نوشتن مشغول است، در خود مراقی را پرورش داده ام تا من مصدر خدمتی به برادران و خواهران مسلمان خود شوم. من اگرچه در علوم دینی تخصصی ندارم، ولی خود را شدیداً تحت یک نظم و دقت قرار دادم، تا این کار بس بزرگ را به کمک دوستی چون راشد سلجوقی بسر رسانم. و ما حصل کار من چیزی باشد که برای فهمیدن قرآن مجید خلایی را که در جامعه وجود دارد تا حد ممکن رفع سازد. و من الله توفیق

صباح الدین کشککی

حوت 1365

پیشگفتار مدقق

برادر صباح الدین کشککی، یک دوره از زندگی خود را وقف مطالعه، ترجمه و تدقیق تفسیر قرآن مجید کرده اند. بعد ازینکه او دورۀ اولِ قسمتی ازین کار با ارج و مفید را بسر رسانید، من بحیث مدقق ترجمه او در کنار او بوده ام.

ما در آغاز تدقیق به منابع بسیار محدودی دسترسی داشتیم. ازین سبب، نخستین دوره تدقیق ما آنقدر بنیادی نبود، و به قدر کفایت به تحقیق مطالب دسترسی نیافتیم. خوشبختانه دور دوم تدقیق این اثر با ارزش مواجه با انکشاف کتابخانه مرکزی شورای ثقافتی جهاد افغانستان به پیش می رفت. مطالب این تفسیر را با کتب دیگری که به دسترس ما قرار داشت تطبیق میدادیم. و نظر شخصیت های برازندۀ فن را جستجو و با آن کار خود را عیار میکردیم. این کار برای ما نهایت دلچسب بود، و در هر مرحله از این کار در واقع خود را نیز رشد می دادیم و بر معلومات خود می افزودیم. ترجمه آیات قرآن مهمترین قسمت کار ما را درین تفسیر تشکیل میداد. و من پشتِ کار، اخلاص و دقتِ نظر برادر کشککی را قابل تمجید میدانم. هر آیه ای را که ترجمه میکردیم، کوشش میشد تا ترجمه همین کلمه را در تمام قسمت های گذشته قرآن مجید همروان بسازیم. برای آیاتی که به مناسبت های بخصوص در قرآن مجید تکرار میشود، یک لست ساختیم. و هر باری که به آن آیه بر می خوردیم، آن را به همان ترجمۀ معیاری عیار میکردیم.

اکنون بعد ازین دورۀ طولانی، وقتی به عقب نگاه میکنیم، هردوی ما خدا را شکر میکنیم که به کاری بس مفید مصروف بوده ایم، و همچون باغبانی که از میوۀ نهالی که خود بسر رسانده کام خویش را شیرین میسازد. بهره یابی ازین ثمره پاکیزه برای ما واقعاً لذت بخش است.

امیدوارم قضاوت کسانیکه این کتاب را میخوانند چنان باشد که در میان تفاسیریکه به زبان دری نوشته شده، این کتاب اثر ممتاز و مفیدی باشد، که بتواند خلایی را که در زمینه وجود دارد تا حدی پر گرداند. از خدا میخواهم ما را به راه راست رهنمون گردانیده، از انحراف و گمراهی برکران داشته باشد.

رَ‌بَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَ‌حْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِ‌نَا رَ‌شَدًا

محمد صدیق راشد سلجوقی